وقتی ترامپ میگوید نیازی به تنگه هرمز نداریم، اما اقتصاد آمریکا بر مدار آزادسازی تنگه هرمز میچرخد و پمپ های بنزین در ایالات متحده این وابستگی را بیش از پیش نشان می دهد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، دونالد ترامپ در روزهای اخیر ادعا کرده است که آمریکا نیازی به تنگه هرمز ندارد. اما دادههای اقتصادی و نیمقرن تاریخ پترودلار روایت دیگری را نشان میدهند. از سال ۱۹۷۴ که پایههای وابستگی متقابل دلار و نفت بنا نهاده شد، تنگه هرمز به شاهرگ حیاتی این سیستم تبدیل شده است. روزانه میلیونها بشکه نفت از این آبراه عبور میکنند و دلارهای حاصل از فروش آن، به اوراق خزانهداری آمریکا سرازیر میشوند تا کسری بودجه این کشور را تأمین کنند.
آمارهای کلیدی نشان میدهد دلار همچنان با ۶۰ درصد سهم در ذخایر ارزی جهان و ۲۰ درصد سهم در معاملات جهانی انرژی، سلطه بیچونوچرای خود را حفظ کرده است. اما این سلطه بدون جریان بیوقفه نفت از خلیج فارس و بازگشت پترودلارها به غرب، دوام نخواهد آورد. تنگه هرمز که روزانه مسیر عبور ۳۰ درصد نفت دریایی جهان است، نقطه اتکای این چرخه مالی عظیم محسوب میشود.
چرخه پترودلار؛ معماری وابستگی آمریکا به نفت خلیج فارس
سیستم پترودلار که در سال ۱۹۷۴ میان آمریکا و عربستان سعودی پایهگذاری شد، یک چرخه چهارمرحلهای را شکل میدهد. مرحله اول: کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس، نفت خود را تنها در ازای دلار آمریکا به جهان عرضه میکنند. مرحله دوم: کشورهای واردکننده نفت ناچار به تقاضا برای دلار جهت خرید انرژی هستند که سلطه جهانی دلار را تثبیت میکند. مرحله سوم: دلارهای نفتی به بانکها و بازارهای مالی آمریکا بازمیگردند. مرحله چهارم: این سرمایهها صرف خرید اوراق قرضه خزانهداری، املاک و تأمین مالی پروژههای بزرگ در آمریکا میشوند.
بر اساس گزارشها، حجم نقدینگی و داراییهای در گردش مرتبط با این چرخه مالی به تریلیونها دلار میرسد. در واقع، آمریکا نه صرفاً از طریق فروش نفت که از طریق بازگشت پترودلارها به اقتصاد خود، کسری بودجه عظیم خود را تأمین مالی میکند. قطع این چرخه به معنای فروپاشی یکی از پایههای اصلی قدرت مالی واشنگتن است. همین وابستگی ساختاری است که وعده ترامپ مبنی بر «نیاز نداشتن به تنگه هرمز» را به یک ادعای غیرواقعی تبدیل میکند.
شوکهای تنگه هرمز؛ هزینههای مستقیم بر اقتصاد آمریکا
وقتی تنگه هرمز در معرض تهدید قرار میگیرد، پیامدهای آن به سرعت در اقتصاد آمریکا نمایان میشود. نخستین و آشکارترین اثر، افزایش قیمت بنزین است. تنشهای اخیر نشان داد قیمت بنزین در آمریکا طی یک هفته ۳۵ درصد افزایش یافته است؛ رقمی که مستقیماً بر جیب مصرفکنندگان آمریکایی اثر میگذارد و تورم را تحریک میکند.
دومین شوک، فروپاشی بازارهای مالی است. شاخص اس اندپی ۵۰۰ که دماسنج اقتصاد آمریکاست، از زمان آغاز جنگ تاکنون حدود ۴.۵ تریلیون دلار از ارزش خود را از دست داده است. بازارهای مالی آمریکا به امنیت انرژی جهانی واکنش منفی شدیدی نشان میدهند و هرگونه تهدید علیه تنگه هرمز، معادل سقوط چند تریلیون دلار از ارزش سهام شرکتهای بزرگ آمریکایی است.
سومین بحران، در بازار کالاهای پایه نمایان میشود. اختلال در صادرات محصولات پتروشیمی خلیج فارس مانند اوره، مستقیماً تورم مواد غذایی در آمریکا را هدف قرار میدهد. افزایش ۳۰ تا ۷۰ درصدی قیمت اوره در ماههای اخیر، زنجیرهای از افزایش قیمت را از مزرعه تا سفره آمریکایی به دنبال داشته است.
پیامدهای استراتژیک برای واشنگتن؛ فراتر از نفت
وابستگی آمریکا به تنگه هرمز تنها به جریان نفت و بازگشت پترودلارها محدود نمیشود. تداوم خریدهای کلان نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس از آمریکا — که سالانه دهها میلیارد دلار ارزش دارد — مستلزم ثبات درآمدهای نفتی این کشورهاست. اگر جریان نفت از تنگه هرمز قطع شود، درآمدهای نفتی عربستان، امارات و کویت سقوط میکند و توان مالی آنها برای خرید تسلیحات آمریکایی از بین میرود.
پروژه نئوم در عربستان سعودی، نمونهای از تلاشهای اخیر برای جابجایی منابع مالی عظیم از بانکهای آمریکایی به پروژههای داخلی است. این نشان میدهد که حفظ سپردههای پترودلاری در سیستم مالی آمریکا، برای اقتصاد واشنگتن حیاتی است. هرگونه تهدید علیه تنگه هرمز، میتواند به فرار سرمایههای نفتی از آمریکا و فروپاشی بخش مهمی از تقاضا برای اوراق خزانهداری منجر شود.
معمای ترامپ؛ ادعا در برابر واقعیت
ترامپ که ادعا میکند آمریکا به تنگه هرمز نیاز ندارد، ظاهراً فراموش کرده است که نظام پترودلار بدون عبور امن نفت از این آبراه، عملاً غیرقابل اجراست. اگر نفت خلیج فارس نتواند به بازارهای جهانی برسد، دلارهای نفتی نیز به بازنخواهند گشت. در آن صورت، واشنگتن با سه بحران همزمان مواجه خواهد شد: کسری بودجه بیسابقه به دلیل کاهش تقاضا برای اوراق خزانهداری، افزایش شدید نرخ بهره به دلیل کمبود منابع مالی، و سقوط ارزش دلار در بازارهای جهانی.
تجربه ماههای اخیر نشان داده است که حتی تهدید تنگه هرمز نیز برای ایجاد شوکهای سنگین در اقتصاد آمریکا کافی است. سقوط ۴.۵ تریلیون دلاری بازار سهام، افزایش ۳۵ درصدی قیمت بنزین و جهش قیمت مواد غذایی، همه در شرایطی رخ داد که تنگه هرمز به طور کامل بسته نشده بود. اگر این آبراه استراتژیک برای مدت طولانی مسدود شود، پیامدهای آن برای آمریکا فاجعهبار خواهد بود.
تنگه هرمز؛ فراتر از یک مسیر عبور
امنیت تنگه هرمز ضامن بقای نظام پترودلار و ثبات مالی ایالات متحده است. از سال ۱۹۷۴ که پایههای این سیستم بنا نهاده شد، دلارهای نفتی خلیج فارس به رگهای اقتصاد آمریکا تزریق شدهاند و کسری بودجه عظیم این کشور را تأمین مالی کردهاند. روزانه میلیونها بشکه نفت از این آبراه عبور میکنند و تریلیونها دلار از محل فروش آن به اوراق خزانهداری بازمیگردند.
شوکهای اخیر نشان داده است که حتی تهدید تنگه هرمز نیز برای ایجاد بحران در اقتصاد آمریکا کافی است. سقوط ۴.۵ تریلیون دلاری بازار سهام، افزایش ۳۵ درصدی قیمت بنزین و جهش قیمت مواد غذایی، همگی هزینههایی هستند که مردم آمریکا در نتیجه ناامنی در این آبراه استراتژیک پرداخت کردهاند. با این حال، ترامپ همچنان ادعا میکند آمریکا به تنگه هرمز نیاز ندارد؛ ادعایی که با واقعیتهای اقتصادی در تضاد آشکار است.
بانک های آمریکایی
قطع این شریان حیاتی، به معنای پایان گردش دلارهای نفتی در رگهای اقتصاد واشنگتن خواهد بود. در آن صورت، آمریکا با سه بحران همزمان مواجه میشود: فروپاشی بازارهای مالی، افزایش بیسابقه نرخ بهره و تورم افسارگسیخته. به همین دلیل است که تحلیلگران برجستهای مانند ری دالیو و لوک گرومن، تنگه هرمز را نه یک مسیر عبور ساده، که نقطه اتکای هژمونی دلار و ثبات مالی آمریکا میدانند.
