آنچه در ماههای اخیر قیمت دلار را به سطوح بالاتر رسانده، نه یک شوک ناگهانی و نه صرفاً بازی عرضه و تقاضاست؛ بلکه برآیند مجموعهای از تصمیمها، تعللها و پیامهایی است که بهتدریج انتظارات بازار را تغییر داده و مسیر ارز را صعودی کرده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، بازار ارز ایران معمولاً آینهای از شرایط کلان اقتصاد است. هر زمان که سیاستهای مالی، ارزی و بودجهای در یک مسیر ناهماهنگ حرکت کردهاند، نتیجه آن دیر یا زود در نرخ دلار نمایان شده است. افزایش اخیر قیمت ارز نیز از همین قاعده پیروی میکند؛ افزایشی که آرام شکل گرفت، اما در ادامه شتاب گرفت و تثبیت شد.
برخلاف دورههایی که یک عامل بیرونی مشخص بازار را ملتهب میکرد، این بار روند صعودی دلار بیشتر محصول شرایط داخلی بوده است. کاهش اعتماد به ثبات سیاستها، تداوم کسری بودجه و ضعف سیگنالهای اطمینانبخش، فضایی ایجاد کرده که بازار ارز را مستعد رشد نگه میدارد.
در چنین فضایی، حتی مداخلات مقطعی هم نتوانستهاند مسیر کلی بازار را تغییر دهند و بیشتر به کاهش نوسان محدود شدهاند.
چرا دلار گران شد؟
۱- سیاستهای ارزی و گره بازگشت ارز
یکی از نقاط فشار بر بازار ارز، کند شدن جریان بازگشت ارز صادراتی است. ساختارهایی که برای بازگشت ارز تعریف شدهاند، در عمل نهتنها مشوق کافی ایجاد نکردهاند، بلکه در برخی موارد صادرکننده را به تعویق یا دور زدن مسیر رسمی سوق دادهاند.
در کنار آن، تسهیل تجارت در مناطق مرزی بدون ایجاد سازوکار شفاف نظارتی، باعث شده بخشی از تقاضا و عرضه ارز از کانالهای غیررسمی عبور کند. نتیجه این وضعیت، کاهش عرضه مؤثر در بازار رسمی و افزایش حساسیت قیمتها بوده است.
2- اثرگذاری پیامهای رسمی بر انتظارات بازار
بازار ارز به شدت به لحن و محتوای پیامهای سیاستگذاران واکنش نشان میدهد. تأکید مداوم بر محدودیت منابع ارزی یا نبود درآمدهای نفتی، حتی اگر از منظر اطلاعرسانی صادقانه باشد، در عمل به تقویت ذهنیت کمبود ارز منجر شده است.
این پیامها در کنار هم، فضای احتیاط را در بازار تشدید کرده و باعث شده نگهداری ارز به عنوان یک ابزار پوشش ریسک، برای بخش بیشتری از فعالان اقتصادی جذاب شود.
3- بازارساز؛ مدیریت نوسان بدون تغییر مسیر
عملکرد بازارساز در این دوره بیشتر معطوف به کنترل شدت نوسانات بوده است. این رویکرد اگرچه از جهشهای ناگهانی جلوگیری کرده، اما پیام ضمنی آن برای بازار روشن بوده: سیاستگذار قصد ورود پرهزینه برای کاهش سطح قیمت را ندارد.
وقتی بازار چنین برداشتی داشته باشد، کاهشها موقتی تلقی میشوند و تقاضا در سطوح پایینتر دوباره فعال میشود. همین رفتار، روند صعودی را تقویت کرده است.
4- نااطمینانی مزمن؛ عامل دائمی تقاضا
ابهام در سیاستهای اقتصادی، ناپایداری مقررات تجاری و نبود افق روشن در روابط خارجی، فضایی ایجاد کرده که تصمیمگیری بلندمدت را دشوار میکند. این نااطمینانی مزمن، تقاضای احتیاطی برای ارز را زنده نگه میدارد.
در نتیجه، حتی اصلاحهای مقطعی هم نتوانستهاند نگاه بازار را تغییر دهند و بیشتر به عنوان فرصت بازچینی موقعیتها تلقی شدهاند.
جمعبندی :
افزایش قیمت دلار را نمیتوان به یک عامل یا یک مقطع خاص نسبت داد. این روند حاصل مجموعهای از تصمیمها، تعللها و نااطمینانیهاست که به مرور بازار را به سمت سطوح بالاتر هدایت کردهاند.
تا زمانی که این عوامل به صورت ساختاری اصلاح نشوند، بازار ارز همچنان نسبت به شوکها حساس خواهد بود و دلار نقش خود را به عنوان پناهگاه تورمی حفظ خواهد کرد.
