جنگ با ایران، ضعف دلار را آشکار کرد؛ زنگ خطر «لحظه سوئز» برای آمریکا

جنگ ایران، روند فاصله‌گیری جهانی از دلار را تسریع کرده است. فایننشال تایمز گزارش می‌دهد که اختلال در بازار انرژی و تلاش کشورها برای جایگزینی دلار، اگرچه سلطه کوتاه‌مدت این ارز را حفظ کرده، اما زنگ خطر پایان «قرن دلار» را به صدا درآورده است. این تحول، یادآور «لحظه سوئز» برای پوند بریتانیا در سال ۱۹۵۶ است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، نزدیک به هفت دهه پیش، بریتانیا پس از ملی‌ سازی کانال سوئز توسط مصر، تلاش کرد با عملیات نظامی کنترل آن را بازپس گیرد. اما آمریکا با تهدید مالی، پوند را در آستانه سقوط قرار داد و بریتانیا مجبور به عقب‌نشینی تحقیرآمیز شد. آن رویداد به «لحظه سوئز» معروف شد و پایان امپراتوری بریتانیا را رقم زد. اکنون، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آمریکا در آستانه «لحظه سوئز» خودش قرار دارد؛ این بار نه پوند، که دلار در معرض تهدید است.

جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، سیستم پترودلار را که از سال ۱۹۷۴ پایه‌گذاری شده، به لرزه درآورده است. فایننشال تایمز در گزارش اخیر خود تأکید کرده که اگرچه دلار همچنان نقش غالب خود را در کوتاه‌مدت حفظ می‌کند، اما روند فاصله‌گیری برخی کشورها از آن شتاب گرفته است. در این گزارش، سه عامل اصلی به عنوان محرک‌های این روند معرفی شده‌اند: اختلال در بازار انرژی، تحریم‌های آمریکا و تلاش برای مبادلات خارج از سیستم دلاری.

پترودلار در معرض فروپاشی؛ تنگه هرمز، گلوگاه طلایی

 

سیستم پترودلار که در سال ۱۹۷۴ میان آمریکا و عربستان سعودی منعقد شد، تضمین می‌کرد که نفت خلیج فارس تنها با دلار معامله شود و درآمدهای نفتی به اوراق خزانه‌داری آمریکا بازگردد. این چرخه، سلطه دلار را برای نیم‌قرن تثبیت کرد. اما جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، حلقه اول این زنجیره را پاره کرده است. با کاهش عبور نفتکش‌ها و توقف صادرات برخی کشورها، دلارهای نفتی کمتری به سمت آمریکا سرازیر می‌شوند.

فایننشال تایمز اشاره می‌کند که در شرایط کنونی، کشورهای خریدار نفت به دنبال راه‌هایی برای پرداخت با ارزهای دیگر هستند. چین و هند که از بزرگترین مشتریان نفت خلیج فارس محسوب می‌شوند، بخشی از مبادلات خود را با یوآن و روپیه انجام داده‌اند. این روند اگرچه هنوز در مراحل اولیه است، اما نشان می‌دهد که انحصار دلار در بازار انرژی رو به فرسایش است.

کارشناسان معتقدند اگر جنگ ادامه یابد و تنگه هرمز برای ماه‌ها بسته بماند، کشورهای صادرکننده نفت ناچار خواهند شد برای فروش محصولات خود، ارزهای جایگزین را بپذیرند. در آن صورت، پترودلار به یک یادگار تاریخی تبدیل می‌شود و آمریکا مهم‌ترین اهرم قدرت مالی خود را از دست می‌دهد.

تحریم‌های آمریکا، سلاحی دو لبه

 

آمریکا سال‌هاست از تحریم‌های مالی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر کشورهای مخالف استفاده می‌کند. اما جنگ ایران نشان داده که این سلاح می‌تواند علیه خودش نیز عمل کند. تحریم‌های گسترده علیه روسیه، ایران و سایر کشورها، انگیزه‌ای قوی برای جستجوی راه‌های جایگزین دلار ایجاد کرده است. کشورهایی که می‌ترسند فردا خودشان هدف تحریم قرار گیرند، به دنبال کاهش وابستگی به سیستم مالی تحت سلطه آمریکا هستند.

فایننشال تایمز گزارش می‌دهد که بریکس (BRICS) و دیگر بلوک‌های اقتصادی، ابتکاراتی برای ایجاد ارزهای مشترک یا استفاده از ارزهای محلی در تجارت دوجانبه آغاز کرده‌اند. روسیه و چین تجارت خود را به شدت با یوآن انجام می‌دهند. هند نیز با امارات و روسیه، توافقات ریالی-درهمی و روپیه-روبل امضا کرده است.

این تحولات اگرچه در کوتاه‌مدت تهدید جدی برای دلار محسوب نمی‌شوند، اما روندی بلندمدت و تدریجی را شکل داده‌اند. تحلیلگران فایننشال تایمز هشدار می‌دهند که این روند شبیه به «مرگ با هزار برش» است؛ هر برش کوچک، قدرت دلار را یک قدم به پایان نزدیکتر می‌کند.

تلاش برای مبادلات خارج از سیستم دلاری؛ ظهور دلارهای دیجیتال و ارزهای ملی

 

سومین عامل آشکارشده در جنگ ایران، افزایش چشمگیر تلاش کشورها برای انجام مبادلات خارج از سیستم دلاری است. از یک سو، بانک‌های مرکزی جهان به دنبال توسعه زیرساخت‌های پرداخت مستقیم بین‌المللی هستند که به سوئیفت وابسته نباشد. روسیه سیستم SPFS خود را گسترش داده و چین نیز سیستم CIPS را تقویت کرده است. این سیستم‌ها هرچند هنوز با سوئیفت رقابت نمی‌کنند، اما در شرایط بحرانی می‌توانند جایگزین عمل کنند.

از سوی دیگر، ایده ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی (CBDC) نیز جدی‌تر شده است. چین پیشتاز این حوزه است و یوآن دیجیتال را در بسیاری از مبادلات مرزی آزمایش کرده است. کشورهای اروپایی نیز پروژه یوروی دیجیتال را دنبال می‌کنند. اگر این ارزهای دیجیتال بتوانند مبادلات سریع و کم‌ هزینه‌ای را بدون واسطه دلار انجام دهند، بخش دیگری از تقاضا برای دلار کاهش خواهد یافت.

 

فایننشال تایمز تأکید می‌کند که این روندها پیش از جنگ نیز وجود داشتند، اما جنگ ایران به آنها شتاب بخشیده است. کشورهایی که تا دیروز تردید داشتند، اکنون با مشاهده ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت تنگه هرمز، به این نتیجه رسیده‌اند که وابستگی به دلار یک ریسک راهبردی است.

«لحظه سوئز» برای دلار؛ آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

 

«لحظه سوئز» در سال ۱۹۵۶ نقطه عطفی بود که جهان فهمید بریتانیا دیگر ابرقدرت نیست. آن حادثه با یک شکست نظامی و مالی همراه شد و به فروپاشی امپراتوری بریتانیا سرعت بخشید. امروز بسیاری از تحلیلگران، از جمله ری دالیو و لوک گرومن، وضعیت آمریکا را با بریتانیای پیش از سوئز مقایسه می‌کنند. آمریکا با بدهی ۱۲۰ درصد به تولید ناخالص داخلی، ناتوانی در تأمین امنیت تنگه هرمز و فرار سرمایه‌گذاران از بازارهایش، شبیه به همان نشانه‌های پیش از افول است.

فایننشال تایمز در گزارش خود مستقیماً از «لحظه سوئز» یاد نکرده، اما اشاره کرده که «جنگ ایران ضعف دلار را آشکار کرده است». این دقیقاً همان چیزی است که در بحران سوئز برای پوند رخ داد: ضعف نظامی و مالی بریتانیا در کانال سوئز، اعتماد به پوند را متلاشی کرد. اکنون نیز ناتوانی آمریکا در باز کردن تنگه هرمز و کنترل قیمت بنزین داخلی، اعتماد به دلار را خدشه‌دار کرده است.

اگرچه دلار هنوز جایگاه مسلط خود را دارد، اما روند فاصله‌گیری از آن آغاز شده است.

پایان قرن دلار در افق:

فایننشال تایمز به درستی هشدار داده است که جنگ ایران ضعف‌های ساختاری دلار را آشکار کرده است. اگرچه در کوتاه‌مدت سلطه دلار ادامه می‌یابد، اما سه عامل اختلال در بازار انرژی، تحریم‌های آمریکا و تلاش برای مبادلات خارج از سیستم دلاری، روند فاصله‌گیری از دلار را تسریع کرده‌اند. این روند یادآور «لحظه سوئز» است؛ همان لحظه‌ای که جهان پایان هژمونی پوند را لمس کرد.

سیستم پترودلار که نیم‌قرن استوانه اقتصاد آمریکا بود، اکنون در معرض فروپاشی قرار دارد. کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت به دنبال ارزهای جایگزین هستند و ابتکاراتی مانند یوآن دیجیتال و سیستم‌های پرداخت مستقل از سوئیفت، جای پای خود را باز می‌کنند. در چنین شرایطی، آمریکا دیگر نمی‌تواند مانند گذشته روی اجبار جهانی به استفاده از دلار حساب باز کند.

آنچه پیش از این به عنوان یک تئوری در محافل اقتصادی مطرح بود، اکنون به واقعیت تبدیل شده است: دلار در مسیر افول تدریجی قرار دارد. جنگ ایران شاید علت اصلی این افول نباشد، اما بدون شک کاتالیزوری بوده که روند را شتاب بخشیده و «لحظه سوئز» جدیدی را در تاریخ مالی جهان رقم زده است.

نظرات شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *