صندوق‌های درآمد ثابت ارزی؛ وعده ثبات یا بازتولید یک تجربه شکست‌خورده؟

 

طرح صندوق‌های درآمد ثابت ارزی با وعده سود ۸ تا ۱۲ درصدی، در حالی مطرح شده که واقعیت‌های بازار پول ایران چنین ارقامی را تاب نمی‌آورند؛ موضوعی که از نگاه کارشناسان، بیش از آنکه ابزار مالی پایدار باشد، نشانه‌ای از فشار ارزی و سیاست‌گذاری اضطراری است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، در روزهایی که بازار ارز همچنان در کانون توجه سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران قرار دارد، ایده راه‌اندازی صندوق‌های درآمد ثابت ارزی بار دیگر به صدر اخبار اقتصادی بازگشته است. ابزارهایی که قرار است با جذب منابع ارزی و وعده سود مشخص، هم به مدیریت نقدینگی کمک کنند و هم آرامش نسبی به بازار ارز بازگردانند.

اما هم‌زمان با طرح این سیاست، تردیدهای جدی نسبت به امکان تحقق سودهای وعده‌ داده‌ شده مطرح شده است. کارشناسان بازار سرمایه معتقدند فاصله میان نرخ‌های واقعی سود ارزی در نظام بانکی و ارقام پیشنهادی این صندوق‌ها، پرسش‌های بنیادینی درباره منطق اقتصادی این ابزار ایجاد می‌کند.

 

ناسازگاری سود وعده‌ داده‌ شده با واقعیت بازار پول

به گفته فردین آقابزرگی، در شرایط فعلی اقتصاد ایران، بالاترین سود سپرده ارزی رسمی در شبکه بانکی به حدود ۲ درصد در سال محدود است. این اختلاف چشمگیر میان سود بانکی و سود ادعایی صندوق‌های ارزی، نخستین زنگ خطر برای فعالان بازار محسوب می‌شود.

در اقتصادی که بازدهی دارایی‌های کم‌ ریسک ارزی بسیار محدود است، وعده سود ۸ تا ۱۲ درصدی بدون پذیرش ریسک‌های جدی یا مداخله‌های غیرشفاف، عملاً با اصول مالی هم‌خوانی ندارد و می‌تواند به تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاران منجر شود.

 

تکرار تاریخ گواهی‌های سپرده ارزی

منتقدان این طرح، صندوق‌های درآمد ثابت ارزی را یادآور تجربه گواهی‌های سپرده ارزی در دهه‌های گذشته می‌دانند؛ ابزارهایی که با تبلیغات گسترده معرفی شدند، اما در عمل هرگز به یک راه‌حل پایدار تبدیل نشدند.

شباهت ساختاری این دو تجربه، این نگرانی را تقویت می‌کند که سیاست‌گذار بار دیگر بدون رفع موانع بنیادی، به سراغ نسخه‌ای قدیمی با ظاهری جدید رفته باشد. تجربه تاریخی نشان داده است که ابزارهای مالی بدون پشتوانه اعتماد و شفافیت، عمر کوتاهی خواهند داشت.

 

کمبود منابع ارزی و سیاست‌گذاری واکنشی

از نگاه کارشناسان، ریشه اصلی طرح چنین ابزارهایی را باید در کمبود منابع ارزی دولت جست‌وجو کرد. زمانی که دسترسی به منابع ارزی خارجی محدود می‌شود، سیاست‌گذار تلاش می‌کند با جذب ارزهای خانگی و سرمایه‌های سرگردان، بخشی از فشار را کاهش دهد.

در این چارچوب، صندوق‌های درآمد ثابت ارزی بیش از آنکه حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت باشند، به‌ عنوان واکنشی کوتاه‌مدت به تنگنای ارزی مطرح شده‌اند؛ واکنشی که ممکن است هزینه‌های پنهان آن در آینده آشکار شود.

 

کنترل نقدینگی یا انتقال ریسک؟

یکی از اهداف اعلام‌نشده اما قابل‌تشخیص این صندوق‌ها، جلوگیری از هجوم نقدینگی به بازار آزاد ارز است. سیاست‌گذار امیدوار است با ایجاد یک گزینه به‌ ظاهر کم‌ ریسک، تقاضای سفته‌ بازانه را مهار کند.

اما این رویکرد، ریسک را از سطح بازار به درون ساختار مالی منتقل می‌کند. در صورت ناتوانی صندوق‌ها در تحقق سود وعده‌ داده‌ شده، فشار نه‌تنها به سرمایه‌گذاران بلکه به اعتبار کل بازار سرمایه وارد خواهد شد.

 

جمع بندی:

صندوق‌های درآمد ثابت ارزی در ظاهر می‌توانند ابزاری جذاب برای ساماندهی نقدینگی و کاهش التهاب بازار ارز باشند، اما فاصله میان وعده‌ها و واقعیت‌های اقتصادی، تردیدهای جدی درباره پایداری آن‌ها ایجاد کرده است.

اگر این ابزارها بدون پشتوانه واقعی و شفافیت کافی اجرا شوند، خطر تکرار تجربه‌های ناموفق گذشته دور از انتظار نخواهد بود. ثبات ارزی، بیش از هر چیز، نیازمند اصلاحات ساختاری است؛ نه وعده‌هایی که تحقق آن‌ها در اقتصاد امروز ایران «محال» به نظر می‌رسد.

نظرات شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *