به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، نیمقرن از امضای پیمان پترو دلار میگذرد؛ پیمانی که تضمین کرد نفت خلیج فارس فقط با دلار معامله شود و درآمدهای نفتی به اوراق خزانهداری آمریکا بازگردد. این چرخه، سلطه دلار را برای پنج دهه تثبیت کرد. اما اکنون نشانههای فروپاشی این سیستم به وضوح دیده میشود.
جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، ضعفهای ساختاری دلار را آشکار کرد. کشورهای صادرکننده نفت به دنبال ارزهای جایگزین هستند و بانکهای مرکزی جهان ذخایر طلای خود را به بالاترین سطح تاریخی رساندهاند. دادههای جدید بلومبرگ و IMF نشان میدهد که «لحظه سوئز» دلار فرا رسیده است؛ لحظهای که جهان به تدریج از یک ابرقدرت مالی فاصله میگیرد.
سقوط ۱۵ واحد درصدی در ۸ سال
طبق آمار بلومبرگ، سهم دلار از ذخایر جهانی ارز و طلا از ۶۱ درصد در سال ۲۰۰۰ به حدود ۴۶ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. این کاهش ۱۵ واحد درصدی تنها در ۸ سال گذشته (از ۲۰۱۷) اتفاق افتاده؛ سرعتی که نشان از شتاب گرفتن روند افول دارد. آخرین باری که دلار زیر ۵۰ درصد بود، به اوایل دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد؛ دورهای که آمریکا با رکود و بحران اعتماد مواجه بود.
نکته مهم اینکه این آمار شامل طلا نیز میشود. بانکهای مرکزی در سالهای اخیر به طور گسترده طلا خریدهاند تا وابستگی خود به دلار را کاهش دهند. ارزش ذخایر طلا اکنون به ۳.۸۷ تریلیون دلار رسیده که بالاتر از داراییهای ذخیرهای دلار (۳.۷۳ تریلیون دلار) است. این برای اولین بار در تاریخ است که طلا از دلار پیشی میگیرد.
کاهش سهم دلار از ذخایر ارزی به پایینترین سطح از ۱۹۹۴
صندوق بینالمللی پول گزارش داده که بدون احتساب طلا، سهم دلار از ذخایر ارزی جهان به ۵۷ درصد رسیده است. این رقم پایینترین میزان از سال ۱۹۹۴ است. در آن سال، دلار سهمی حدود ۵۸ درصد داشت و پس از آن با نوساناتی همراه بود، اما روند کلی کاهشی بوده است.
دلایل این کاهش را باید در سه عامل جستجو کرد: نخست، تحریمهای مالی آمریکا که کشورها را به فکر جایگزین انداخته است. دوم، ظهور ارزهای جایگزین مانند یوآن و یورو در مبادلات تجاری. سوم، جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز که اعتماد به توانایی آمریکا در تأمین امنیت جریان انرژی و ثبات دلار را خدشهدار کرده است. بانکهای مرکزی چین، روسیه، هند و ترکیه در خط مقدم این تنوعبخشی قرار دارند.
طلا؛ برنده بزرگ بحران اعتماد
نکته شگفتانگیز در آمارهای جدید، پیشی گرفتن ذخایر طلای بانکهای مرکزی از داراییهای دلاری است. ارزش طلا به ۳.۸۷ تریلیون دلار رسیده، در حالی که داراییهای ذخیرهای دلار (عمدتاً اوراق خزانهداری آمریکا) ۳.۷۳ تریلیون دلار ارزش دارند. این برای اولین بار در تاریخ است که چنین پدیدهای رخ میدهد.
بانکهای مرکزی در دو سال گذشته بیش از هر زمان دیگری طلا خریداری کردهاند. دلیل آن روشن است: در شرایط جنگ، تورم بالا و کاهش اعتماد به دلار، طلا به عنوان یک دارایی بیطرف و امن، جایگزین طبیعی اوراق بدهی آمریکا شده است. چین و روسیه پیشگام این خریدها هستند، اما کشورهای اروپایی و حتی برخی متحدان آمریکا نیز به این روند پیوستهاند.
پیوند با «لحظه سوئز» و پترو دلار
سقوط سهم دلار به زیر ۵۰ درصد، یادآور «لحظه سوئز» برای پوند بریتانیا در سال ۱۹۵۶ است. در آن زمان، پس از شکست بریتانیا در حفظ کانال سوئز، اعتماد به پوند فرو ریخت و جهان به تدریج دلار را جایگزین کرد. اکنون نیز جنگ ایران و ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت تنگه هرمز، ضعف ساختاری دلار را آشکار کرده است.
سیستم پترو دلار که از ۱۹۷۴ سلطه دلار را تضمین میکرد، در حال فرسایش است. عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس اکنون مذاکراتی برای پذیرش یوآن در معاملات نفتی خود داشتهاند. اگر این روند ادامه یابد، تقاضا برای دلار کاهش مییابد و آمریکا دیگر نمیتواند کسری بودجه خود را با چاپ پول تأمین کند. «لحظه سوئز» دلار ممکن است همین حالا رقم خورده باشد.
پایان یک عصر
آمارهای جدید بلومبرگ و صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که سهم دلار از ذخایر جهانی ارز و طلا برای اولین بار در ۲۶ سال به زیر ۵۰ درصد رسیده است. همزمان، ذخایر طلای بانکهای مرکزی با ۳.۸۷ تریلیون دلار از داراییهای دلاری پیشی گرفته است. این تحولات در حالی رخ میدهد که جنگ ایران، سیستم پترودلار را به لرزه درآورده و «لحظه سوئز» جدیدی را برای دلار رقم زده است.
بانکهای مرکزی جهان با خرید گسترده طلا و تنوعبخشی به ذخایر ارزی خود، نشان دادهاند که دیگر دلار را تنها گزینه امن نمیدانند. سهم دلار از ذخایر ارزی (بدون طلا) نیز به ۵۷ درصد رسیده که پایینترین میزان از ۱۹۹۴ است. روند کاهشی ۱۵ واحد درصدی در ۸ سال اخیر نشان میدهد که افول دلار شتاب گرفته است.
آینده دلار مبهم است. در کوتاهمدت، همچنان غالب خواهد بود، اما در بلندمدت، جهان به سمت یک نظام چند ارزی حرکت میکند. آنچه مسلم است، عصر هژمونی بی چون و چرای دلار به پایان نزدیک میشود. جنگ ایران فقط یک کاتالیزور بود؛ اما ریشههای این افول به دههها سوءاستفاده آمریکا از قدرت دلار و اعتماد جهانی بازمیگردد.
