ریزش ناگهانی طلا پس از فتح قله‌ها؛ اصلاح طبیعی یا هشدار تغییر فاز؟

 

طلای جهانی پس از هفته‌ها صعود بی‌وقفه و لمس سقف‌های تاریخی، ناگهان وارد فاز عقب‌نشینی شد. افت بیش از سه‌ درصدی قیمت در آغاز معاملات آسیایی، بازار را غافلگیر کرد و نشان داد موتور رشد طلا فعلاً خاموش شده؛ حرکتی که هم ریشه سیاسی دارد و هم حاصل تخلیه هیجان پس از یک جهش پرشتاب است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، با بازگشایی بازارهای آسیایی، اونس طلا تا محدوده ۴۷۲۰ دلار عقب نشست و افت‌های روز قبل را ادامه داد؛ روزی که فلز زرد سنگین‌ترین سقوط خود در بیش از یک دهه اخیر را ثبت کرده بود.

جرقه این موج فروش، انتشار گزارش‌هایی درباره احتمال معرفی دونالد ترامپ برای انتخاب کوین وارش به‌ عنوان گزینه ریاست فدرال رزرو آمریکا بود؛ فردی که در بازارها به رویکرد انقباضی‌ تر شناخته می‌شود. همین احتمال کافی بود تا انتظارات نسبت به مسیر نرخ بهره تغییر کند و بخشی از تقاضای طلا عقب بنشیند.

بازگشت نرخ بهره به مرکز توجه

 

در هفته‌های اخیر، بازار طلا بر پایه این فرض حرکت می‌کرد که سیاست‌های پولی انبساطی در آمریکا ادامه‌دار خواهد بود و کاهش نرخ بهره دیر یا زود از راه می‌رسد. مطرح شدن نام گزینه‌ای با نگاه سخت‌ گیرانه‌تر به تورم، این روایت غالب را به چالش کشید و باعث شد معامله‌ گران سناریوهای جدیدی را در قیمت‌ها لحاظ کنند.

از منظر سیاست پولی، حتی احتمال تأخیر در کاهش نرخ بهره هم برای بازاری مثل طلا پیامد مستقیم دارد. طلا دارایی بدون بهره است و هرچه بازده دارایی‌های دلاری جذاب‌تر شود، بخشی از سرمایه از بازار فلزات گران‌بها خارج می‌شود. به همین دلیل، واکنش سریع طلا را باید بیش از هر چیز بازتاب تغییر انتظارات نسبت به مسیر سیاست پولی آمریکا دانست، نه یک تغییر بنیادین در جایگاه این فلز.

سود گیری پس از رکوردشکنی

 

طلا طی مدت کوتاهی رشد پرشتابی را تجربه کرده و فاصله معناداری با میانگین‌های قیمتی خود گرفته بود. رسیدن به قله‌های تاریخی، به‌طور طبیعی بسیاری از معامله‌ گران را به شناسایی سود ترغیب می‌کند؛ رفتاری که در تمام بازارهای مالی پس از جهش‌های سریع دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، کافی است یک خبر محرک وارد بازار شود تا موج فروش فعال گردد. بخشی از سرمایه‌گذاران که در سطوح پایین‌تر وارد شده بودند، ترجیح دادند سود خود را تثبیت کنند و همین موضوع فشار عرضه را تشدید کرد. این الگو نشان می‌دهد ریزش اخیر، بیش از آنکه حاصل بدبینی گسترده باشد، نتیجه تصمیم‌های تاکتیکی معامله‌ گران پس از یک دوره رشد غیرعادی است.

خروج پول‌های شتاب‌ محور

 

در مسیر صعود اخیر، حجم قابل‌ توجهی از خریدها توسط سرمایه‌های کوتاه‌مدت و معاملات شتاب‌ محور انجام شده بود. این نوع پول معمولاً با دیدگاه بلندمدت وارد بازار نمی‌شود و بیشتر به دنبال بهره‌برداری سریع از موج‌های قیمتی است.

همین ویژگی باعث می‌شود که با اولین نشانه‌های برگشت، خروج این سرمایه‌ها نیز به همان سرعت اتفاق بیفتد. در نتیجه، ریزش‌ها می‌توانند تندتر و عمیق‌تر از حد انتظار باشند. آنچه اکنون در بازار طلا دیده می‌شود، تا حد زیادی بازتاب همین رفتار است: پول‌هایی که رشد را تند کردند، حالا ریزش را هم تسریع کرده‌اند.

مکث موقت در روایت تضعیف پول‌های ملی

 

بخش مهمی از صعود ماه‌های اخیر طلا بر پایه نگرانی‌ها درباره بدهی دولت‌ها، کسری بودجه‌های مزمن و کاهش قدرت خرید پول‌های ملی شکل گرفته بود. این روایت کلان، سرمایه‌ها را از ارز و اوراق بدهی به سمت دارایی‌های فیزیکی و امن سوق داد و طلا یکی از اصلی‌ترین برندگان آن بود.

اکنون با تغییر موقت انتظارات نسبت به سیاست پولی آمریکا، این جریان فکری کمی به حاشیه رفته است. با این حال، عوامل ساختاری مانند سطح بالای بدهی‌ها، نااطمینانی‌های ژئوپلیتیکی و ادامه خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی همچنان پابرجاست. به همین دلیل، عقب‌نشینی فعلی را باید «مکث در روایت کلان» دانست، نه پایان آن.

جمع‌بندی:

 

افت اخیر طلای جهانی حاصل هم‌زمان چند عامل است: تغییر انتظارات نسبت به سیاست پولی آمریکا، موج شناسایی سود پس از رکوردشکنی‌ها، خروج سرمایه‌های شتاب‌ محور و مکث موقت در روایت تضعیف پول‌های ملی.

در مجموع، این حرکت بیش از آنکه نشانه پایان جذابیت طلا باشد، به یک اصلاح طبیعی پس از رشد پرقدرت شباهت دارد. مسیر بعدی بازار به رفتار دلار، سیگنال‌های سیاست پولی و بازگشت یا عدم بازگشت تقاضای سرمایه‌گذاری وابسته است؛ متغیرهایی که مشخص می‌کنند این عقب‌نشینی صرفاً یک توقف کوتاه است یا آغاز فاز تازه‌ای از نوسان.

نظرات شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *