بازار سرمایه زیر فشار بی‌ اعتمادی؛ سازمان بورس در بی‌ تحرکی کامل

ریزش‌های سنگین بازار سهام بار دیگر بحث درباره کارایی سیاست‌های حمایتی و مدیریت نوسان را داغ کرده است. در حالی که شاخص‌ها با موج عرضه و خروج نقدینگی مواجه‌اند، برخی تحلیلگران از گزینه‌های مداخله‌ای سخت‌ گیرانه‌ تر سخن می‌گویند؛ پیشنهادهایی که خود محل مناقشه در میان فعالان بازار است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، معاملات اخیر بورس تهران در فضایی کم‌رمق و پر عرضه دنبال شد؛ وضعیتی که به افت شاخص‌ها، گسترش صف‌های فروش و کاهش ارزش دلاری بازار انجامیده است. هم‌زمان، نااطمینانی‌های سیاسی و نبود چشم‌انداز روشن برای متغیرهای کلان، فشار روانی بر معامله‌ گران را تشدید کرده است.

در چنین شرایطی، شکاف عملکرد بورس با بازارهای موازی بیش از گذشته به چشم آمده است. در حالی که برخی دارایی‌ها از موج تورمی منتفع شده‌اند، بازار سهام نتوانسته همگام با آن‌ها حرکت کند و همین واگرایی به تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاران انجامیده است.

 

فرسایش اعتماد سرمایه‌گذاران

نشانه‌های بازار حاکی از آن است که مهم‌ترین متغیر فعلی، کاهش اعتماد عمومی به روند کوتاه‌مدت بورس است. افزایش صف‌های فروش و خروج نقدینگی نشان می‌دهد بخش قابل‌ توجهی از معامله‌ گران در موضع احتیاط یا خروج قرار گرفته‌اند.

در چنین فضایی، حتی ارزندگی نسبی برخی سهم‌ها نیز نتوانسته جریان تقاضای قدرتمندی ایجاد کند. تجربه بازار نشان می‌دهد وقتی عامل بی‌ اعتمادی غالب می‌شود، متغیرهای بنیادی در کوتاه‌مدت اثرگذاری کمتری دارند.

 

سایه نااطمینانی‌های بیرونی

بازار سهام به‌طور سنتی به ریسک‌های سیاسی و چشم‌انداز اقتصاد کلان حساس است. افزایش نااطمینانی درباره متغیرهای سیاست خارجی، نرخ ارز و مسیر تورم، معمولاً به افزایش صرف ریسک سهام منجر می‌شود.

در این شرایط، سرمایه‌گذاران تمایل پیدا می‌کنند به سمت دارایی‌هایی حرکت کنند که پوشش تورمی مستقیم‌تری دارند. همین جابه‌جایی پرتفوی می‌تواند فشار مضاعفی بر بازار سهام وارد کند و روند نزولی را تشدید کند.

 

آیا محدودسازی معاملات مؤثر است؟

پیشنهادهایی مانند کاهش دامنه نوسان یا توقف موقت معاملات معمولاً در دوره‌های بحران مطرح می‌شود. هدف این ابزارها، خرید زمان برای آرام شدن فضای هیجانی بازار است.

با این حال، تجربه بازارهای مالی نشان می‌دهد این اقدامات اگر با بازگشت اعتماد و بهبود متغیرهای بنیادی همراه نشود، اثر آن موقتی خواهد بود. محدودسازی می‌تواند سرعت افت را کم کند، اما به‌ تنهایی موتور تقاضا را روشن نمی‌کند.

 

واگرایی بورس با تورم دارایی‌ها

یکی از نگرانی‌های فعالان بازار، عقب‌ماندگی بازده سهام نسبت به سایر بازارهای دارایی است. این واگرایی اگر طولانی شود، می‌تواند تخصیص سرمایه در اقتصاد را تغییر دهد و نقش بازار سرمایه در تأمین مالی را تضعیف کند.

برای معکوس شدن این روند، معمولاً ترکیبی از ثبات سیاستی، بهبود چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها و بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران لازم است. بدون این مؤلفه‌ ها، بازگشت پایدار تقاضا دشوار خواهد بود.

 

جمع‌بندی:

بورس تهران در مقطع حساسی قرار گرفته که در آن فشار فروش، خروج نقدینگی و نااطمینانی‌های بیرونی هم‌زمان عمل می‌کنند. هرچند ابزارهای کنترلی می‌توانند نوسان را موقتاً مهار کنند، اما مسیر پایدار بازار به بازسازی اعتماد و بهبود چشم‌انداز کلان وابسته است.

در نهایت، تجربه نشان می‌دهد آنچه بازار سهام را احیا می‌کند نه توقف معاملات، بلکه بازگشت اطمینان سرمایه‌گذاران و کاهش ریسک‌های محیطی است؛ متغیرهایی که تعیین خواهند کرد آیا بازار از فاز فرسایشی خارج می‌شود یا نه.

نظرات شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *