مقایسه ارزش دلاری فعلی بورس تهران با مقاطع تاریخی نشان میدهد بازار سرمایه از منظر دلاری به محدودهای رسیده که پیش تر تنها در دورههای بحران یا پیش از جهشهای بزرگ مشاهده شده است؛ وضعیتی که پرسشهای جدی درباره ارزشگذاری، هزینه جایگزینی داراییها و آینده بازار مطرح میکند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص اول، ارزش دلاری بازار سرمایه یکی از سنجههای کلان برای سنجش میزان ارزندگی یا حباب در بورس است. این شاخص، قیمت ریالی سهام را در کنار نرخ ارز قرار میدهد و نشان میدهد بازار در مقایسه با قدرت خرید دلاری در چه سطحی ایستاده است. هرگاه این نسبت به کفهای تاریخی نزدیک شده، بازار در حالتی از بی اعتمادی و فروش فرسایشی قرار داشته است.
نگاهی به دادههای بلندمدت بورس تهران نشان میدهد فاصله فعلی میان نرخ ارز و ارزش دلاری بازار، به یکی از بیشترین شکافهای تاریخی رسیده است. این شکاف نه در دوره هیجانات مثبت، بلکه در فضایی شکل گرفته که قیمت سهام به صورت تدریجی و بدون شوک، تضعیف شده است.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی این نیست که بازار چه زمانی رشد میکند، بلکه این است که آیا قیمتهای فعلی با واقعیتهای تورمی و ارزش دارایی شرکتها همخوانی دارد یا خیر.
مقایسه دو مقطع تعیینکننده در تاریخ بورس
در مرداد ۱۳۹۹، ارزش دلاری بورس تهران به حدود ۳۹۶ میلیارد دلار رسید. این سطح در شرایطی ثبت شد که نرخ دلار آزاد حدود ۲۲ هزار تومان بود. رشد شدید قیمت سهام در آن مقطع، باعث شد نسبتهای ارزشگذاری به سطوحی برسند که با سودآوری شرکتها همخوانی نداشت.
در مقابل، در مقطع فعلی (اواخر آذر ۱۴۰۴)، ارزش دلاری بازار به حدود ۹۹ میلیارد دلار کاهش یافته است؛ رقمی که در مقایسه تاریخی، بازار را در یکی از پایینترین سطوح ارزشی قرار میدهد. این افت در حالی رخ داده که نرخ دلار آزاد به محدوده ۱۳۰ هزار تومان رسیده و چندین برابر مقطع سال ۱۳۹۹ است.
واگرایی میان ارز و ارزش بازار
دادهها نشان میدهد مسیر دلار و ارزش دلاری بورس در سالهای اخیر کاملاً از یکدیگر جدا شدهاند. نرخ ارز با شتاب صعود کرده، اما ارزش دلاری بازار به صورت فرسایشی کاهش یافته است. این واگرایی، نشانهای از عقب ماندن قیمت سهام از متغیرهای کلان تورمی است.
چنین شکافی معمولاً زمانی ایجاد میشود که بازار نسبت به آینده بدبین است و ریسکها بر تحلیلهای ارزشی غلبه میکنند. اما از منظر تاریخی، این وضعیت پایدار نبوده و در نهایت یکی از دو متغیر خود را با دیگری تطبیق داده است.
هزینه جایگزینی؛ متغیری که نادیده گرفته شده
با دلار بالای ۱۳۰ هزار تومان، ارزش جایگزینی داراییهای شرکتهای بورسی به مراتب بالاتر از ارزش بازاری فعلی آنهاست. ماشینآلات، زمین، ساختمان و حتی سرمایه در گردش شرکتها، با نرخهای جدید ارز، ارقام بسیار بالاتری نسبت به قیمت سهام منعکس میکنند.
بازار نمیتواند برای مدت طولانی پایینتر از هزینه جایگزینی معامله شود، مگر آنکه فرض ورشکستگی گسترده شرکتها مطرح باشد؛ فرضی که با دادههای عملیاتی بسیاری از صنایع همخوانی ندارد.
چرا این وضعیت شکل گرفت؟
افت ارزش دلاری بازار نتیجه یک شوک ناگهانی نیست، بلکه حاصل چند عامل همزمان است: بی اعتمادی سرمایهگذاران، سیاستهای کنترلی، ضعف نقدشوندگی و انتقال سرمایه به بازارهای موازی. این عوامل باعث شدهاند تعدیل قیمت سهام به جای جهشهای سریع، به صورت تدریجی و فرسایشی انجام شود.
در چنین فضایی، فروشندگان نه از سر هیجان، بلکه به دلیل خستگی و نااطمینانی اقدام به خروج کردهاند؛ موضوعی که معمولاً در کفهای ارزشی دیده میشود.
پیام تاریخی ارزش دلاری
بررسی چرخههای گذشته نشان میدهد هر زمان ارزش دلاری بورس به زیر محدوده ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده، بازار در فاز ارزندگی قرار داشته است. البته این به معنای رشد فوری نیست، اما نشاندهنده کاهش ریسک سرمایهگذاری در افق میانمدت است.
جمعبندی:
بورس تهران از منظر دلاری به محدودهای رسیده که در گذشته بیشتر با دورههای کف سازی همراه بوده است. فاصله عمیق میان نرخ ارز و ارزش بازار، نشان میدهد قیمت سهام از متغیرهای کلان عقب مانده و این عدم تعادل نمیتواند برای مدت طولانی پایدار بماند.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری نه بر پایه هیجان، بلکه بر اساس تحلیل ارزندگی و افق زمانی اهمیت پیدا میکند؛ چرا که بازارها معمولاً زمانی تغییر مسیر میدهند که اجماع عمومی همچنان بدبین است.
